قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

همه پسند - management (مدیریت)

 
management (مدیریت)
این وبلاگ به شما در مطالب مدیریتی ورفتاری (در سطح درسی وغیر درسی ) باعلم روز بزرگترین دانشگاه های کشور کمک خواهد نمود وپاسخگوی هر گونه سوالی خواهد بود . از ما بخواهید از ما بپرسید. اکبر یوسف وند.
۱۳۸٦/٧/٢٩ :: ٩:۳٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : management
 
 

احساس گناه درزندگي من و تو جاري است.
  شخصيت عصبي زمانه ما
ترجمه محمد جعفر مصفا

احساس گناه در ساختمان عصبيت نقش بسيار مهمي ‌‌بازي مي‌كند. اين احساس در تمام افرادعصبي وجود دارد و جزئي از ساختمان عصبيت است، منتهي بعضي افراد آن را به‌صراحت و راحتي بروز مي‌دهند، ولي بعضي ديگر صريحاً نشان نمي‌دهند كه چنين احساسي در آنها هست؛ اما به هر حال از مجموعه‌ي حالات، رفتار، طرز فكر و عكس‌العمل‌هايشان مي‌توان فهميد كه آنها به‌شدت گرفتار احساس گناه هستند. شخص عصبي معمولاً خود را مستحق رنج‌ها عذاب‌هايي كه گرفتار آنهاست مي‌داند و به نظرش مي‌رسد كه مستحق زندگي‌اي بهتر از اين نيست. اين امر حكايت ضمني بروجود احساس گناه مي‌كند. البته اين احساس ممكن است مبهم باشد يا فقط در زمينه‌هاي خاصي مشاهده شود؛ مثلاً شخص عصبي از اينكه داراي تمايلات جنسي انحرافي است، از اينكه گاهي آرزوي مرگ بعضي دوستان و بستگان خود را مي‌كند، يا از اينكه احساس مي‌كند در رابطه اش با ديگران صميميت و صداقت ندارد؛ آشكارا احساس گناه مي‌كند. ولي بايد دانست كه احساس گناه وي تنها محدود به اين زمينه‌ها نيست ،بلكه در تمام زمينه‌هاي زندگي چنين احساسي را دارد، منتهي در بعضي زمينه‌ها به‌وضوح و روشني مشاهده مي‌شود و در بعضي زمينه‌ها ديده نمي‌شود. ما مي‌بينيم كه شخص عصبي آمادگي عجيبي دارد به اينكه در هر پيشامد و در هر موقعيت خود را مقصر و گناهكار تصور كند.فرضاً اگر رئيس اداره‌اش او را احضار كند، اولين فكري كه از ذهنش خطور مي‌كند اين است كه لابد رئيس مي‌خواهد او را به‌خاطر فلان عمل اشتباهي كه مرتكب شده است توبيخ و سرزنش كند؛ اگر دوستانش چند روز به ديدنش نروند يا به او تلفن نكنند، اولين مطلبي كه به ذهنش مي‌رسد اين است كه شايد خودم مرتكب عملي شده‌ام كه موجب رنجش و دلخوري شده است؛ در مواردي كه با ديگران اختلاف پيدا مي‌كند، چشم بسته گناه را به گردن خود مي‌گيرد- ولو اين‌كه صد درصد مسبب اختلاف ديگران باشند؛ حتي در مواردي كه صريحاً به او اهانت مي‌كنند يا با او بدرفتاري مي‌كنند، بازهم ميل دارد تقصير را از جانب خود بداند و ديگران را تبرئه كند. پس، اولين علامت احساس گناه اين است كه شخص هميشه خود را متهم مي‌كند و مورد سرزنش و ملامت قرار مي‌دهد.
علامت ديگر احساس گناه اين است كه شخص به‌محض انجام هر عمل، خود رامجبور مي‌بيند كه عمل انجام شده را براي خودش و ديگران توجيه كند. يكي از دلائل اين امر وجود احساس گناه است. اگر به‌خاطر فشار احساس گناه نبود، لزومي‌نداشت كه انسان بعد از انجام هر كار به طفره و تلاش بيفتد تا كار خود را موجه جلوه دهد.
يكي ديگر از نشانه‌هاي احساس تقصير و گناه اين است كه شخص هميشه نگران اين است كه مچش باز شود و ديگران به باطن او پي برند؛ انگار تمام زندگي و رفتار خود را نوعي بلوف توخالي يا نوعي نمايش مي‌داند، و بنابر اين هميشه مي‌ترسد كه ديگران به بلوف او پي‌ببرند و او را آن طور كه واقعاً او را مي‌پسندند و او را تأييد مي‌كنند يا نه – و البته چندان اميدي به مورد پسند واقع شدن خود ندارد؛ بيشتر فكر مي‌كند ديگران رفتار او را محكوم و ملامت خواهند كرد. در جلسات روانكاوي رابطه او با روانكاو عيناً مثل رابطه‌ي متهم با قاضي است. هر حرف روانكاو را نوعي استنطاق اتهام آميز تلقي مي‌كند؛ تعبيرات روانكاو از رفتار خود درحكم سرزنش فرض مي‌كند؛ مثلاً وقتي روانكاو به او مي‌گويد:
«حالت دفاعي تو در مورد فلان موضوع به‌خاطر ترس از مواجه شدن با اضطراب است .» با حالتي قهرآميز مي‌گويد:«آره ، خودم هم مي‌دانم كه آدم بدبخت ترسويي هستم!» اگر روانكاو به او حالي كند كه «مردم گريزي» تو به‌خاطر آن است كه مي‌ترسي ديگران رفتارت را نپسندند، اين اشاره را فقط به‌عنوان سرزنش تلقي مي‌كند و در هر حال مي‌پذيرد كه نقصي در او وجود دارد – بي‌آن‌كه نتيجه مثبتي از آن بگيرد؛ يعني او فقط مي‌پذيرد كه آدم مقصر و گناهكاري است، حال آن‌كه بايد اشاره روانكاو را با يك ديد واقع‌بينانه نگاه كند و از آن به‌عنوان سرنخي جهت شناخت ساختمان رواني خود استفاده كند، نه اينكه به‌خاطر آن خود را سرزنش و ملامت كند.
به‌عنوان يك اشاره‌ي فرعي تذكر اين نكته را لازم مي‌دانم كه ترس از رد شدن و مورد تأييد ديگران قرار نگرفتن اثرات بسيار وسيعي در ساختمان عصبيت و در رفتار شخص عصبي دارد؛ مثلاً علت اينكه با يك حالت اجبار و نگراني مي‌كوشد تا تمام رفتار ، حركات و به‌طور كلي شخصيت خود را عالي و بي‌عيب و نقص گرداند اين است كه مي‌ترسد ديگران در رفتار او نقص و ايرادي ببينند، و در اين صورت او را رد كنند.
آخرين علامت احساس گناه اين است كه اغلب مشاهده مي‌شود شخص عصبي داوطلبانه از حوادث ناگوار استقبال مي‌كند. اگر در موقعيت نامطلوبي قرار گيرد، فرضاً اگر تصادف كند و صدمه‌اي ببيند، باطناً احساس خرسندي روحي مي‌كند و حتي بسياري ازحالات عصبي‌اش موقتاً تسكين مي‌يابد. گاهي دانسته يا به‌طور ناخودآگاه اوضاع و احوالي پيش مي‌آورد تا دچار مصائبي گردد. اين جريانات حكايت از آن مي‌كند كه وي باطناً و عميقاً گرفتار احساس گناه شديدي است و براي اينكه مقداري از بار اين احساس را سبك كند ندانسته مي‌كوشد تا خود را دچار صدماتي گرداند و در حقيقت خود را تنبيه نمايد.



موضوع مطلب :
صفحات وبلاگ
RSS Feed

 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
 
بک لینک فا